الشيخ علي المشكيني
95
تفسير روان (فارسى)
از غفلت است ، يا اشتغال به اشعار ، ايشان را از ياد خدا و تلاوت قرآن غافل نسازد . « 1 » در برخى از تفاسير مذكور است كه بعد از نزول آيهء وَ الشُّعَرَآءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُنَ حَسّان بن ثابت و ابن رواحه و جمعى ديگر از شعراى صحابه خدمت حضرت رسالت صلى الله عليه و آله شرفياب شده به عرض رسانيدند كه خداوند مىداند كه ما شاعريم ، مىترسيم به اين صفت بميريم و از اهل ضلالت باشيم ؛ حضرت فرمود : إنَّ المؤمنَ يُجاهِدُ بسَيفِهِ ولِسانِهِ : مؤمن با شمشير خود و به زبان خود جهاد مىكند . يعنى با زبان خود مدح توحيد و اخلاق حميده و ذم شرك و صفات رذيله نمايد [ يعنى آيه شامل اين قبيل از شاعران نيست ] . وَانتَصَرُواْ مِنم بَعْدِ مَا ظُلِمُواْ . . . : و انتقام كشيدند از مشركان بعد از آن كه از آنها ستم ديده بودند ؛ يعنى هجو آنها را رد كردند و پيغمبر را مدح و دين اسلام را ستايش نمودند . حاصل آن كه اين آيات استثناست براى شعراى مؤمن صالح كه بسيار ذكر حق تعالى مىنمودند و اكثر اشعار آنها در توحيد و ثناى الهى و مدح حضرت رسالت پناهى و ترغيب مردمان بر طاعت سبحانى و موعظه و تعليم آداب حسنه و اخلاق حميده بود . « 2 » در كتاب منهج الصادقين روايت نموده كه چون مشركان پيغمبر را هجو نمودند ، حضرت فرمود : ما مَنَعَ الّذينَ نَصَرُوا رَسولَ اللَّهِ بِسُيوفِهم أنْ يَنصُروْ بِألسِنَتِهِم : چه منع مىكند كسانى را كه رسول خدا را با شمشيرهاى خود يارى كردند اين كه او را به زبانهاى خود نصرت كنند ؟ حسّان و ابن رواحه گفتند : يا رسول اللَّه ، ما اين كار را كفايت كنيم . . . « 3 » ، پس ذم مشركان نمودند . وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ . . . : و زود باشد آنان كه ستم كردند به كفر و افترا و هجو كردن پيغمبر و مؤمنان و نسبت شعر و كهانت به آن حضرت و قرآن دادن ، كه بدانند بعد از مردن ، به كدام مكان باز خواهند گشت . مراد آن است كه بازگشت آنها به جهنّم خواهد بود .
--> ( 1 ) . تفسير منهج الصادقين ، ج 6 ، ص 492 . ( 2 ) . تفسير منهج الصادقين ، ج 6 ، ص 493 . ( 3 ) . همان .